|
|
|
گزارشي از اولين نشست كانون ترانة مركز موسيقي و سرود
اولين نشست كانون ترانة مركز موسيقي و سرود، درحالي برگزار شد كه نه هنوز جرايد فرصت يافته بودند تشكيل كانون ترانه را خبر دهند و نه سايتهاي ادبي اطلاع چنداني از شكلگيري اين كانون داشتند
|
|
|
تعداد مشاهده :
170
|
الف موسیقی
|
سه شنبه، 1 مرداد 1387
|
16:40:18
|
|
|
|
|
گزارشي از اولين نشست كانون ترانة مركز موسيقي و سرود
اولين نشست كانون ترانة مركز موسيقي و سرود، درحالي برگزار شد كه نه هنوز جرايد فرصت يافته بودند تشكيل كانون ترانه را خبر دهند و نه سايتهاي ادبي اطلاع چنداني از شكلگيري اين كانون داشتند. كانون ترانه، در قالب سياستهاي مركز موسيقي و سرود و زير نظر مدرسه موسيقي كودك و نوجوان در جهت سامانبخشي وضعيت ترانه تشكيل شده است. نشست كانون روز يكشنبه 23 ارديبهشت در محل مدرسه موسيقي صدا و سيما واقع در خيابان كوه نور برگزار شد. عليرضا قزوه، مرتضي اميري اسفندقه، اهورا ايمان، افشين يداللهي، محمدعلي شيرازي، اسماعيل اميني ايرج قنبري، بيوك ملكي، محسن وطني، عليرضا سلطاني و عبدالجبار كاكايي، كه بخش اصلي نشست به نقد ترانههاي او اختصاص داشت، از جمله شاعراني بودند كه در اين نشست حضور داشتند. محمدسعيد ميرزايي ـ شاعر نامآشنا، دبير كانون ترانه و مجري جلسه ـ گزارش كوتاهي از برنامههاي كانون ارائه داد. سپس اسماعيل اميني ـ شاعر، منتقد و طنزپرداز معاصر و يكي از اعضاي شوراي شعر مركز موسيقي و سرود ـ پيرامون وضعيت ترانه سخن گفت. مرتضي اميري اسفندقه، شاعري كه مجموعة «چينكلاغ» او در سالهاي گذشته موفق به دريافت قلم زرين شده است، بحثي پيرامون ماهيت و جايگاه ترانة امروز مطرح كرد. اميري ابتدا اين پرسش را طرح كرد كه گويش فارسي پايتخت چه مزيتي به ديگر گويشهاي فارسي دارد؟ ديگر آنكه بسياري از عرصههايي كه ترانهسرايان گذشته طي سه چهار دهة قبل، بدان رسيدهاند، هنوز براي ترانهسرايان امروز ما گشوده نشده است. او به مولانا اشاره كرد و ترانه واقعي را غزل او دانست كه بيآنكه «حيثيت كلمه» را خدشهدار سازد، به پروازهايي بلند و دور از دسترس در اين عرصه دست يافته است. اميري سپس دو ترانه، يكي به گويش پايتخت و يكي به گويش مشهدي (بنا بر خواهش حضار) خواند. پس از مرتضي اميري اسفندقه، ايرج قنبري، شاعري كه روزگاري همراه و همنفس مرحوم سلمان هراتي بود، يك ترانه و يك شعر كودك قرائت كرد. سپس اهورا ايمان ترانه خواند و پس از او محمد علي شيرازي از پيشكسوتان ترانه و تصنيف در دهههاي گذشته، راجع به رابطة ترانه با ملودي و جايگاه كلام صحبت كرد. او وزن عروضي را از وزن اشعاري كه بر اساس ملودي سروده ميشوند، تفكيك كرد و ريتم بسياري از تصنيفهايش را كه بر اساس ملودي سروده بود، قرائت كرد كه مورد توجه حاضران قرار گرفت. سپس افشين يداللهي از اينكه ترانة اين سالها دارد با رويكرد ديگر شاعران بيشتر جايگاه خود را مييابد، ابراز خرسندي كرد و گفت: «حركت از زبان فاخر به سمت ترانه كار آساني نيست.» عليرضا سلطاني شاعر جواني بود كه براي حاضران غزلي در حال و هواي آدم و حوا خواند. سپس دكتر عليرضا قزوه سخن گفت. قزوه جايگاه شعر را برتر و والاتر از ترانه دانست و اظهار داشت: «مثلاً جنتيعطايي شدن هنر بزرگي نيست چرا كه قلههاي ماندگار ما، در شعر فخيم و فاخر هستند.» قزوه، علي معلم را تنها شاعر صاحبسبك در حوزة ترانه طي سالهاي بعد از انقلاب دانست. او گفت: «ترانة علي معلم، پشتوانة ادبي و صميميت دارد و ساحتي كه ترانة علي معلم دارد، ساحتي ديگر است.» قزوه، عبدالجبار كاكايي را ترانهسرايي موفق دانست كه ادبيات پايداري و متعهد، به حوزة ترانة تقديم كرده است. قزوه ارزش كار كاكايي را در ترانههايي دانست كه روايتگر سالهاي دفاع مقدس است و اين عرصه را در ترانه او به عنوان عرصهاي كه ديگران كمتر توانايي تعقيب او را دارند، به شمار آورد. پس از دكتر عليرضا قزوه، ساسان واليزاده، مدير مدرسة موسيقي، ضمن سخناني پيرامون جايگاه ترانه و اهداف كانون ترانه، جايگاه عبدالجبار كاكايي را در اين حوزه جايگاهي ارجمند دانست. سپس عبدالجبار كاكايي ميهمان اختصاصي كانون ترانه، ابتدا پيرامون دغدغههايش در ترانه سخن گفت و سپس از مجموعة ترانههايش «هرچه هستم از تو دورم»، كه بهتازگي انتشار يافته است، ترانههايي را براي حاضران قرائت كرد: باز مث هر شب كسلم غصه نشست رو دلم ميگن بازم شهيد ميآد يهعالمه خيلي زياد دستهگلاي بيزبون گمشدههاي بينشون يهريزه خاكسترشون دو حلقه انگشترشون... كاكايي سپس ترانهاي را به گويش كردي قرائت و ترجمه كرد كه مورد توجه حاضران قرار گرفت. اهورا ايمان، ترانهسراي نامآشنا، نيز در اين جلسه پيرامون ترانههاي كاكايي صحبت كرد. ايمان ابتدا با اشاره به صحبتهاي مرتضي اميري اسفندقه، يادآوري كرد كه در ترانة امروز نيز عرصههاي بسياري كشف شده اما اين فضاها هنوز بهدرستي شناسانده نشده است. او همچنين تصريح كرد كه ترانه جايگاه خود را دارد و اينكه شاعران به ترانه روي آوردهاند، منتي بر سر ترانه نيست. او سپس به نكاتي پيرامون ترانههاي عبدالجبار كاكايي اشاره كرد، از جمله اينكه «من» ترانههاي كاكايي كه «من» جمعي است و نه يك «من» خصوصي و اينكه ترانههاي او اصولاً خردمدار است. ايمان، تجربة ساختارهاي جديد در ترانه را از ويژگيهاي مثبت ترانههاي عبدالجبار كاكايي برشمرد. |
|
|
|
|
|
|