74232
  ۱۳۹۲/۸/۱۱
بهره گیری از تمثیل ها در راستای آموزش
نگاهی به نمایش ”به کفشات نگاه کن” نوشته ”منوچهر اکبرلو” و کارگردانی ”حمیدرضا حاجی ملاحسینی”
   
نمایش «به کفشات نگاه کن» نمایشی از گونه تعلیمی (در برابر تقلیدی) است. نمایش با روایت داستانی کوتاه از زبان دختر بچه ای شیرین سخن با بازی شقایق غیابی آغاز می شود و پس از آن سه بازیگر مرد بار اصلی اجرای نمایش را با تکیه بر بدن و پرهیز از گفتار بر عهده می گیرند.
این نمایش در پی روایت یک داستان نیست، بلکه تلاش می کند تا با ایجاد موقعیت های گوناگون و پیوند داستان هایی کوتاه به هم با محوریت کفش، توجه تماشاگر را به این ابزار مهم زندگی بیش از پیش جلب کند. "به کفشات نگاه کن" از ساحت کیفی نمایشی پداگوژیک است؛ بدین معنا که با بهره گیری از تمثیل ها در پی آموزش است.
بروشور نمایش، این اثر را « نمایشی برای کودکان و نوجوانان » معرفی می کند؛ اما ای کاش در این روزگار که چندی است بحث تفکیک آثار مناسب خردسالان، کودکان و نوجوانان از یکدیگر جدی تر شده، گروه هنری « نگاه » هم مخاطب تخصصی نمایش "به کفشات نگاه کن" را در نظر می گرفت و با توجه به سطح درک و دریافت بازه سنی مخاطب خود، نمایش را سامان می داد. این مهم آن جا رخ می نماید که در شبی که بیننده این نمایش بودم، بچه هایی که به تماشای آن آمده بودند، در درک و دریافت نمایش و ارتباط با آن دچار مشکل می شدند و مدام از همراهان بزرگسال خود می پرسیدند: «یعنی چی؟» و این همراهان مجبور به شرح رویدادهای مبهم نمایش به زبانی ساده تر برای کودکان می شدند. شاید بهره گیری از ویدیوپروژکشن یا صفحه نمایشگر برای نمایش عکس ها، فیلم ها و یا انیمیشن هایی مناسب با هر موقعیت و داستانک این نمایش، بتواند ارتباط کودکان را با این نمایش بهتر و گسترده تر کند.

                               

اگرچه نمایش تلاش می کند تا گونه های مختلف کفش ها را معرفی کند و استفاده درست از کفش ها را در موقعیت های گوناگون آموزش دهد (مانند صحنه کودکی که با کفش هایش گل ها را لگد می کند یا صحنه جنگ و ...)، اما همانگونه که گفته شد، گنگ بودن آفرینش و ایجاد موقعیت ها در صحنه های گوناگون با توجه به توان درک و دریافت تماشاگر کودک، مانع از ارتباط ژرف این گروه از تماشاگران با اثر و بهره گیری از بار آموزشی آن می شود.
"به کفشات نگاه کن" با استفاده از نظریه «تفوق» و تکنیک «ماشینی عمل کردن موجود زنده» در صحنه های گوناگون کمدی ایجاد می کند. ماشینی عمل کردن موجود زنده، به معنای تکرار غیرارادی است و بر بنیان نظریه تفوق، چیزی که هنگام خندیدن باعث لذت می شود، احساس برتری ماست نسبت به دیگران یا به خویشتن های قبلی خودمان. در جای جای این نمایش نیز سه بازیگر مرد به گونه ای عمل می کنند که تماشاگر کودک و بزرگسال، خود را برتر از آن ها می یابند و به آن ها می خندند. بهره گیری از این نظریه و تکنیک، به عنوان کاری معمول در بسیاری از آثار کمدی از دیرباز تاکنون بوده است.
در طراحی صحنه این نمایش بیش از هر چیز کف کفش بزرگ انتهای صحنه رخ می نماید، که نه تنها چندان فضاساز نیست، بلکه از آغاز تا پایان نمایش عنصری ناکارآمد و بی استفاده باقی می ماند. اینکه آیا کودک می¬تواند به آسانی دریابد که این شی بزرگ، کف یک کفش است، جای پرسش دارد.
طراحی لباس نمایش نیز چندان کارآمد و بر بنیان ضرورت های دراماتیک به نظر نمی رسد. در حالی که در این گونه نمایش ها لباس می تواند نقش به سزایی در ایجاد تمرکز تماشاگران کودک و نوجوان و نیز آفرینش فضای فانتزی اثر برعهده داشته باشد.
اگرچه مجید نصیری و رضا بهرامی تلاش می کنند تا با بهره گیری از ویژگی های بدنی خود ( چاق بودن و شکم داشتن ) لحظه های دیدنی و جذابی را بیافرینند، اما امین حسینی با تسلط و بهره گیری از تکنیک های پانتومیم نقش به سزایی در فضاسازی های این نمایش ایفا می کند.
«به کفشات نگاه کن» توان آن را دارد که با اندکی بازنگری، نگاه تماشاگرانش را نه تنها به کفش ها، بلکه به بسیاری از پدیده های روزمره زندگی جلب کند و دگرگونه و با دقت دیدن را به آن ها بیاموزد.
عرفان پهلوانی

©2019 HozehHonari. All Rights Reserved