78568
  ۱۳۹۲/۱۰/۱۶
وقتی ادبیات پایداری در خاموشی فرو می رود
آسیب شناسی ادبیات پایداری در گفت و گو با راضیه تجار
   
اهتمام جد ی در پرداختن به ادبیات پایداری، ارائه تعریفی دقیق و قابل استناد، تبیین مؤلفه های آن و کالبد شکافی و آسیب شناسی این گونه ادبی، یکی از ضرورت هایی است که بی اعتنایی به آن می تواند تبعات جبران ناپذیری برای نسلی که در عصر ارتباطات به سر می برند به همراه داشته باشد. امروز با فاصله گرفتن از سال های جنگ این فرصت فراهم شده که نگاهی دقیق تر به ادبیات دفاع مقدس داشته باشیم. ادبیاتی که با نگاهی گذرا به تاریخ در خواهیم یافت که ریشه زمانی بیش از دو دهه دارد. از این رو با راضیه تجار از نویسندگان مطرح و بنام معاصر که دراین حوزه نیز آثار متعددی از جمله «آواز پرواز»، «ستاره من »، «هفت بند» « شعله در عشق»، «گمان مبر شعله بمیرد»، «پرنده پریدنی است»، «جایی که آسمانش آئینه کاری است» و... را به رشته تحریر در آورده است به گفت و گو نشسته ایم که در پی می خوانید.

                           

مباحث معناگرا و افزایش آگاهی در جامعه یکی از محورهایی است که در ادبیات دفاع مقدس نیز گنجانده می شود از منظر شما چقدر این آگاهی در حال حاضر در ادبیات دفاع مقدس نمود دارد؟
ایده آل نیست اما جاهایی از ادبیات معناگرا در ادبیات پایداری مشهود است و می شود گفت طی این سال ها مؤثر هم بوده، به طوری که به جان مخاطب نشسته است.
یعنی سیر صعودی دارد؟
به نظر من بله.البته در واقعیت رصد کردن ارزش ها وبه زبان ادبیات در آوردن و در درون کارقرار دادن آن یک افق بالاتری برایش انتظار می رود که باید به آن رسید ولی در این حد هم خوب است.
سال ها از آن روزهای جنگ گذشته و افکار عمومی جامعه بعضاً ازاین ارزش ها دور مانده اند، ارزش هایی که به اعتقاد شما رصد کردن وتبدیل آن به نثری شیوا و صحیح افق دورتری را می طلبد این درحالی است که از یک سو ما با نسلی مواجه هستیم که ذهن پرسشگرش با هر پاسخی مجاب نمی شود و از طرف دیگر تمایل و کشش به این فضای ارزشی را چندان در خود نمی بیند، راهکار انتقال این فرهنگ را در چه
می بینید؟
اگر یک نویسنده با چیره دستی اثری را چه در زمینه دفاع مقدس وچه غیراز آن خلق کند مطمئناً خواننده خود را پیدا خواهد کرد و این یک بخش قضیه است و بخش دیگر قضیه باز می گردد به کسانی که جدای از نویسندگان باید راهکارهایی را برای جلب مخاطب پیدا کنند که منظور همان ناشران است. یکی از راهکارهایی که ناشران می توانند برای جلب و جذب مخاطب در زمینه کتب دفاع مقدس ارائه دهند تهیه بسته بندی مناسب کتاب ها، طراحی زیبا و شکیل جلد با قیمت مناسب است که قطعاً در فروش نیز مؤثر خواهد بود. چرا که بسیاری از کتاب های عامه پسند نه به لحاظ محتوا بلکه به خاطر نوع طراحی و ارائه بسته بندی مناسب به فروش می روند. عرضه این گونه کار جدا از محتوا و ساختار صحیحی که باید داشته باشد می تواند در ارتقای سطح تقاضا مفید واقع شود.
تصور نمی کنید ادبیات دفاع مقدس امروز ما دچار ایستایی شده و از یک خلأ محتوایی رنج می برد؟
بله، متأسفانه برخی از کتاب های دفاع مقدس توسط افرادی به رشته تحریر در آمده است که ضعیف نویس هستند و به این کار روی آورده اند که این اقدام ضربه بزرگی به ادبیات دفاع مقدس می زند.
همان طور که می دانید یک کتاب خوب ویژگی ادبی خاص خود را داراست و حال در خصوص کار در زمینه دفاع مقدس، باید موضوع و درونمایه آن ناشی از جنگ باشد. چرا که در زمان جنگ مسائلی اتفاق افتاده و حادث شده است که خود به خود دارای ویژگی خاص هستند بنابراین کسی که آن را می نویسد باید قادر باشد تا آن ویژگی ها را به رشته تحریر درآورده و آن جو معنوی حاکم در جبهه ها را در کارش نمایان و به درستی پردازش کند. آنگاه اگر چنین اثری خلق شد یقیناً به قلب مخاطب نفوذ کرده و به دلش خواهد نشست.
از سویی همان طور که اشاره کردید ما با یک نسل جدید روبه رو هستیم نسلی که متفاوت از نسل های پیشین هستند. لذا همان طورکه قبلاً اشاره کردم اگر از یک سو از نظر ساختاری نویسنده کم کاری نکرده باشد و کار به دست نویسندگان توانا سپرده شده باشد و از سوی دیگر نتیجه کار در یک قالب زیبا و مشتری پسند به مخاطب عرضه شود،به عقیده من نویسنده باید اتاق فکری را ناشران، حوزه هنری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و...کسانی که به نوعی این دغدغه را دارند ایجاد کنند تا به راهکارهایی برای جذب این مخاطب نواندیش دست پیدا کنند.
نسل جدید در حال طی کردن مسیر خود است و ما نباید از این موضوع منفک شویم. من نویسنده به سهم خودم می توانم با پیدا کردن سوژه های ناب تر و یا در یک قالب جدیدتری از نظر فرم کارم را ارائه دهم. اما از طرف دیگرکسانی هم باید در این حوزه فکر کنند و بیندیشند که چگونه و به چه نحوی می توان این جوانان امروز را که در عصر ارتباطات قرار دارند جذب کرد. امروز که دنیای اینترنت و... است و خواه ناخواه ما به این سمت و سو در حال حرکت هستیم قطعاً امکان این هست که مخاطب را از این طریق جذب کنیم.
یک زمان با ورود تلویزیون به خانه گفته شد که زمان مرگ داستان های رمان فرا رسیده است دیگر کسی رمان نمی خواند در حالی که اصلاً اینطور نبوده و نیست. موضوعی که حائز اهمیت است این که باید روی مخاطبان کار کرد و یکی از روش ها این است که روی کتابخوانی افراد از مقاطع پایین سنی برنامه ریزی کنیم یعنی از سطح مهدکودک ها این کار شروع شود و آن را به طور مستمر تاسطوح مختلف گسترش دهیم تا به این طریق مخاطب خود را پرورش دهیم. همان طور که برای رشته ورزشی این کار را کرده ایم برای مطالعه نیز باید این اقدام انجام شود. به عبارتی ما اگر دغدغه درست کردن زیرساخت ها را داشته باشیم آن زمان است که به طور یقین خواننده خواهیم داشت. به طور مثال همان طور که راهیان نور که متشکل از نسل جوان هستند راهی را پیدا کرده اند که به مناطق جنگی بروند و از آن استقبال می کنندکتاب دفاع مقدس هم اگر خوب نوشته شده، درست توزیع و تبلیغ شود مطئناً خواننده خودش را پیدا خواهد کرد.
از ضعف نوشتاری برخی نویسندگان و نیز کم کاری برخی دیگراز نظر ساختاری صحبت به میان آوردید، می توان از عدم تحقیق و پژوهش کافی در برخی از آثار به عنوان عنصری مکمل در کاهش جذب مخاطب خصوصاً نسل امروز یاد کرد؟
دقیقاً همین طور است. از یک طرف کم کاری خود نویسنده و از طرف دیگر وقتی یک نویسنده در سه شیفت کار می کند و یا کارهای متعددی را در دست دارد تا امرار معاش کند خب طبیعی است که به ادبیات ما لطمه می زند ولی با این اوصاف هستند کسانی که در محاصره همه این شرایط هستند اما سعی می کنند باز خوب کار کنند. منتهی این آسیب هایی که به حوزه زده می شود نیازمند کار شناسی دقیق تری است. اما در خصوص تحقیق و پژوهشی که به آن اشاره کردید نکته بسیارمهمی است. به طور مثال یک ناشر سفارش کار می دهد بدون این که حاضر به هزینه کردن برای نویسنده باشد تا برای کارش یک سفر تحقیقاتی داشته باشد.خب آیا نویسنده باید از جیب خودش این کار را کند؟! اینجاست که این موضوع تبدیل به یک دغدغه می شود، دغدغه ای که حل کردن و پشتیبانی آن از عهده هر کس و هر نهادی بر نمی آید و این مهم متأسفانه چندان از ساماندهی لازم برخوردار نیست.
با این توصیف می شود گفت ناشر یا نویسنده ترغیب می شوند به ادبیاتی روی آورند که اگرچه ارزش محتوایی بالایی ندارد اما در عوض از هزینه های کمتری برخوردار است مانند خاطره نویسی که این روزها به نوعی جا پای ادبیات پژوهشی گذاشته است.
فکر می کنم یک دوره ای پرداختن به ادبیات دفاع مقدس خوب جلو رفت اما در حال حاضر بیشتر کتاب ها تبدیل به خاطره نویسی از جنگ شده است. البته حوزه هنری در این خصوص تلاش زیادی کرده و کتاب ها را چاپ کرده است و تبلیغ لازم را برای آن انجام می دهد ولی بیشتر کتاب های خاطرات است که این کتاب ها قابلیت آن را دارند که بعدها دستمایه داستان های محض شوند و نویسنده با مراجعه به این کتاب ها با قدرت خلاقه خودش یک داستان جدید خلق کند.
که این خلاقیت هم در حال حاضر چندان به کار گرفته نمی شود؟
درست است، چون واقعیت این است که همه گرفتار هستند. در هر حوزه ای مشکلات وجود دارد. این نکته را هم نباید فراموش کرد که در زمان جنگ عشق و شوری که وجود داشت باعث شد تا ادبیات جنگ پا بگیرد البته الان هم تا حدودی آن عشق وجود دارد ولی آن انگیزه ای که بود کم رنگ شده است که امیدوارم با ارائه راهکارهای مناسب و توجه به این حوزه این انگیزه جان دوباره بگیرد.
برخی معتقد هستند این نبود انگیزه در نویسنده خارج از بحث هایی که شد تا حدی باز می گردد به ته کشیدن سوژه ها، چون اصولاً اعتقادشان بر این است که با پایان جنگ و به تاریخ پیوستن دفاع مقدس دیگر عمر سوژه های بکر هم به پایان رسیده است؟
اتفاقاً فاصله گیری از جنگ زمان بهتری برای پرداختن به این موضوع است و کسانی که در این زمینه جدی هستند سوژه های جدید تری پیدا می کنند. در زمان جنگ بیشتر شرایط احساسی و شور است اما پس از جنگ عقلانیت بیشتر حاکم است و فرصت ها بیشتر پدید می آیند بنابراین کسی که بخواهد در این حوزه بنویسد الان نیز می تواند این کار را کند. نکته ای که باید در خصوص ایجاد انگیزه در مخاطب جدید که همان نسل جوان است بگویم این که یکی از راه ها، برپایی کلاس های آموزشی در سراسر کشور است. ما نباید اهمیت بحث آموزش را فراموش کنیم چرا که اگر از دل این کلاس ها ۲ نفر نویسنده خوب بیرون بیایند بهتر از این است که نویسنده های متعدد داشته باشیم ولی ضعیف.
فکر نمی کنید همین انگیزه ای که «اینقدر طبعش این روزها سرد شده» عاملی برای تغییر مسیر نویسنده باشد؟ شاید حداقل این گونه امیدوار به پرفروش بودن و یا تجدید چاپ اثرش باشد؟
ممکن است. این موضوع را هم نمی توان انکار کرد. اگر کسی سردمدار باشد و نویسندگان را دور هم جمع کند و در جهت ساماندهی این حوزه باشد به نحوی که انگیزه و شور و اشتیاق در نویسنده دوباره بیدار شود قطعاً کشش درونی او به فعالیت در سایر حوزه ها کم خواهد شد و این اقدام در بهبود و ارتقای سطح ادبیات دفاع مقدس مؤثر خواهد بود.هر چند در گذشته اقداماتی در این زمینه صورت گرفته است و حتی سفرهایی هم انجام شد. ولی در حال حاضرما با نسل جدیدی روبه رو هستیم که نیازمند راهکارهای جدیدی هستند و باید به این موضوع به صورت کلان نگاه کرد.
می توان از ترجمه آثار در سطح بین المللی به عنوان یک ناجی و راهکاری که ادبیات این حوزه را ارتقا دهد یاد کرد؟
اگر ما دوست داریم ادبیاتمان در سطح جهانی مطرح باشد پس بنابراین باید روی ترجمه آن هم کار کنیم. همان گونه که برای مسابقات ورزشی ما اینقدر شور می آفرینیم باید برای ادبیات که بحث جدی تری است نیز شور و اشتیاقی بین المللی ایجاد کنیم که متأسفانه در حال حاضر این ادبیات در خاموشی مطلق است. نکته مهمی که باید در این مورد ذکر کنم این است که در بحث ترجمه ما باید انتخاب های درستی داشته باشیم ضمن این که به یک یا دو مورد خاص بسنده نشود بلکه به طور مستمر انجام شود. ما آثار بسیار خوبی داریم که به جرأت می توان گفت با آثار خارجی (داستان کوتاه، بلند، زندگینامه داستانی و رمان) رقابت می کند اما فقط باید به دنیا شناسانده شود، که امیدوارم روزی شاهد آن باشیم.
حمیرا حیدریان
©2019 HozehHonari. All Rights Reserved