79169
  ۱۳۹۲/۱۰/۲۴
انیو موریکونه، جادوگر اصیل ایتالیایی
موسیقی دستپخت اسطوره با طعم عجیب و غریب!
   
گاهی اعتبار یک فیلم فقط به فیلمسازش برنمی گردد. گاهی بازیگران یا فیلمبردار یا آهنگساز می توانند میزان اعتبار یک فیلم باشند. اما خیلی کم چنین اتفاقی پیش می آید، با این وجود یکی از مردانی که حضورش همیشه در فیلم ها به اندازه خود کارگردان یا بازیگران موثر بوده است، آهنگساز ایتالیایی انیوموریکونه است. مردی که از دهه ۶۰ تا به امروز یکی از پرکارترین آهنگسازان سینا بوده و موسیقی بیش از ۵۰۰ عنوان فیلم و سریال تلویزیونی را ساخته است.
اولین بار سال ۱۹۶۴ بود که مشهورترین موسیقی متنش را ساخت: «یک مشت دلار» وسترن اسپاگتی سرجیولئونه بود که بیش از آنکه با شمایل فیلم کلینت ایستوود شناخته شود، با ملودی مشهوری که موریکونه برای آن ساخت، معروف شده است. سازبندی های عجیب و غریب موریکونه و استفاده اش از سازدهنی، ترومپت و زنبورک به همراه سازهای کلاسیک مانند ویولن و پیانو باعث شد ملودی هایی که موریکونه می سازد منحصر به فرد و با امضای خاص خودش باشد.

                            

در کنار آهنگسازی برای سینما قطعاتی هم برای موسیقی کلاسیک تنظیم کرده است. همکاری او با کارگردانان ایتالیایی که در ساخت وسترن های اسپاگتی مشهور بودند مانندس رجیولئونه و سرجیو کوربوچی در دهه ۶۰ و ۷۰ نام موریکونه را بر سر زبان ها انداخت. با این وجود عجیب است که موریکونه هیچ وقت برای موسیقی متن هایی که ساخت جایزه اسکار نبرد.
اعضای آکادمی کارهای ارکسترال بزرگ مانند آثار هاوارد شور را بیشتر می پسندند. موریکونه طعم غریبی داشت که بیشتر اروپایی بود اما موریونه ۵ بار نامزد دریافت جایزه اسکار شد، آن هم نه برای بهترین موسیقی هایی که ساخته بود. سال ۱۹۷۹ برای فیلم «روزهای بهشت» ساخته ترنس مالیک، سال ۱۹۸۷ برای فیلم «ماموریت« ساخته رولند جافی، سال ۱۹۸۸ برای موسیقی فیلم «تسخیرناپذیران» برایان دی پالما، ۱۹۹۱ برای فیلم «باگزی» به کارگردانی بری لوینسون و سال ۲۰۰۱ برای شاهکار جوزپه تورناتوره «مالنا».
حالا آکادمی فیلم اروپا انیو موریکونه را به عنوان آهنگساز سال ۲۰۱۳ اروپا انتخاب کرده است. این انتخاب برای ساخت موسیقی فیلم «بهترین پیشنهاد» جوزپه تورناتوره است. همکاری موریکونه و تورناتوره همیشه نتایج درخشانی به همراه داشته است چه در فیلم های خوب تورناتوره مانند «افسانه ۱۹۰۰» و «مالنا» و چه در فیلم های متوسطی که چندان مورد توجه منتقدان قرار نگرفتند مانند «باریا»، فرقی ندارد فیلم خوب باشد یا بد، موسیقی موریکونه همیشه شاخص و قابل تحصین است.
هیات داوران هفت نفره آکادمی فیلم اروپا اعلام کرد: «موریکونه، یک بار دیگر توانایی فوق العاده خود را تکرار کرد، سبک منحصر به فرد خود و در عین حال وفادار ماندن به سبک کارگردان و فیلم ثابت کرد. او به راستی یک آهنگساز جهانی و یک استاد واقعی است.»
موریکونه که از او به عنوان «پرکارترین آهنگساز فیلم در جهان» یاد می کنند، در فوریه سال ۲۰۰۱ میلادی از سوی روزنامه گاردین در مقاله ای «موتزارت سینما» خوانده شد. از میان آثار او که بالغ بر ۶۰ میلیون نسخه از آن در جهان به فروش رفته است، «روزی روزگاری در غرب» با فروش تقریبی ۱۰ میلیوننسخه از پرفروش ترین موسیقی های اینسترومنتال فیلم در تاریخ سینما به شمار می آید. نگاهی داریم به چند اثر شاخص موریکونه در سینما که ملودی های آنها هنوز و بعد از گذشت این همه سال در ذهن مردم باقی مانده است.
روزی روزگاری...
«روزی روزگاری در غرب» و «روزی روزگاری در آمریکا» از شاخص ترین همکاری های لئونه با موریکونه است. موریکونه با قطعاتی نفسگیر قاب های ویژه لئونه و حرکت دوربینش را همراهی می کند. موسیقی لئونه کاملا متناسب با روایت اسطوره واری است که لئونه در فیلمش دارد. موریکونه صدای غرب وحشی را گسترش می دهد. صدای سیم های گیتار حکم قاضی را در صحنه ها دارد. ریتمی که با سوت همراهی می شود یک جور تنفس بین صحنه های پرهیجان و خشونت فیلم است.
موریکونه غرب وحشی را زیبا و شگفت انگیز در موسیقی اش تصویر می کند. فیلم محصول ۱۹۶۸ است یا بازی هنری فوندا، چارلز برانسون و کلودیا کاردیناله و داستان یک غریبه اسرارآمیز با یک سازدهنی را روایت می کند که وارد شهر می شود و به گروهی بدنام می پیوندد اما هدفش دفاع از بیوه ای است که خانواده اش را به قتل رسانده اند.
شش سال بعد از «روزی روزگاری در غرب» لئونه سراغ سوژه خشونت بار دیگری می رود و «روزی روزگاری در آمریکا» را می سازد که این بار مایه های رمانتیک قوی تری از فیلم های قبلی اش دارد. یک گنگستر سابق به محله قدیمی اش در قسمت فقیرنشین منهتن بازمی گردد و در آنجا خاطرات سابق برایش مرور می شود. این سوژه ای است که برازنده قامت موریکونه است تا یکی از آن ملودی های شاهکارش را خلق کند. جایی که می تواند در کنار خشونت از وجه رمانتیک هم استفاده کند. نتیجه اش سکانس هایی شده که موسیقی و تصویر گلویتان را می چسبد و تا بغض تان نشکند. رهایتان نمی کند.
خوب، بد، زشت
نصف بیشتر کسانی که اهل سینما هستند موسیقی این فیلم را شنیده اند و تعداد زیادی از آنها هم ملودی موریکونه را با سوت می زنند. ساز اصلی موریکونه در خلق موسیقی «خوب، بد، زشت» سوت است. لئونه سال ۱۹۶۶ وسترن اسپاگتی شوخ طبعانه ای ساخت که سه شخصیت اصلی داشت. بلوندی که نقشش را کلینت ایستوود بازی می کرد و خوب بود، ایلای والاک (توکو) که نقش منفی ماجرا و زشت بود ولی وان کلیف که شخصیت پیچیده داستان و بد بود.
این سه نفر سر گنجینه ای که در قبرستانی مخفی شده با هم رقابت می کنند و یک جور مسابقه برای رسیدن به گنج بین آنها در می گیرد. سکانس دوئل سه نفر آنها در قبرستان با موسیقی پرانرژی و هیجان انگیز موریکونه به باله ای شگفت انگیز می ماند. نواهایی با طعم غریب که باعث می شود قطعاتی که موریکونه برای «خوب، بد، زشت» ساخته تبدیل به یکی از ماندگارترین موسیقی متن های تاریخ سینما شود. موسیقی متن این فیلم تبدیل به یک سنگ محک برای فرهنگ غرب وحشی شده است.
چیزی که باعث می شود موسیقی «خوب، بد، زشت» از «به خاطر چند دلار بیشتر» و «یک مشت دلار» متمایز شود، وکال جالبی است که روی ملودی قرار نگرفته بلکه کاملا جزیی از ملودی است که موریکونه ساخته.
ترور (ای مثل ایکار)
جالب است که فیلم هانری ورنوی در ایران خیلی شناخته شده تر از کشورهای دیگر است. شاید به این دلیل که «ای مثل ایکار» با نام «ترور» بارها و بارها در اواخر دهه ۶۰ و اوایل دهه ۷۰ از تلویزیون ما پخش شد. موسیقی موریکونه روی این اثر حال و هوایی دلهره آور و تلخی غریبی دارد که آشکار را با داستان محتوم فیلم پیوند دارد.
ایو مونتانتنها کسی است که از روند محاکمه عامل ترور رئیس جمهور راضی نیست. او که دادستان کل است یک هیات تحقیق تشکیل می دهد اما وقتی به حقیقت نزدیک می شود او را هم ترور می کنند. کل داستان فیلم از داستان اساطیر یونان گرفته شده که وقتی ایکاروس زیاد به خورشید نزدیک شد، بال هایش ذوب شدند و به زمین سقوط کرد.
موسیقی موریکونه هم برای این فیلم شکوه اسطوره واری دارد. به خصوص تمی که روی پلان پایانی می آید. این قطعه پایانی یک موومان تکرار شونده دارد و قطعات کوتاه دیگری که در هم ترکیب شده اند و در نهایت وقتی سازهای زهی هم وارد قطعه می شوند چنان عظمتی پیدا می کند که امکان ندارد جایی در خاطره تان حک نشود. هانری ورنوی از آن فیلمسازان فرانسوی بود که به سبک آمریکایی فیلم می ساخت و همکاری هایش با موریکونه همیشه نتیجه درخشانی داشته است.
دسته سیسیلی ها
باز هم همکاری ورنویو موریکونه این بار با هنرمندی تعدادی از بهترین بازیگران سینمای فرانسه: آلن دلون، ژان گابن و لینوونتورا. از آن فیلم های مردانه که باز هم به طبع خاص موریکونه می خورد دیعنی ترکیبی از خشونت و احساسات که ورنوی فرانسوی هم استادانه در فیلم هایش این دو را با هم ترکیب می کند. داستان گانگستر جوانی که نقشه سرقت یک الماس قیمتی را می کشد و یک کمیسر پلیس مصمم که قدم به قدم در تعقیب این گروه گنگستری است.
تم محزونی که موریکونه برای این فیلم ساخته است بیش از حد سانتی مانتل به نظر می رسید اگر موریکونه آن رنگ تکرار شونده را با صدای ساز مورد علاقه اش که در موسیقی زیبای فیلم «دو قاطر برای خواهر سارا» (محصول سال ۱۹۷۰ و ساخته دان سیگل) هم از آن استفاده کرده است، در پس زمینه این قطعه استفاده نمی کرد. استادی موریکونه را وقتی درک می کنید که نت ساده تم اصلی «دسته سیسیلی ها» را ببینید. فقط موریکونه است که می تواند از دل چنین سادگی یک ملودی شاهکار با سازبندی فوق العاده بیرون بیاورد.
نکته جالب همه قطعات موریکونه سانتی مانتالیسمی است که در آنها وجود دارد بدون اینکه در آن اغراق شود. موریکونه استاد ساخت قطعاتی با حال و هوای مشابه اما ملودی های کاملا متفاوت است
©2019 HozehHonari. All Rights Reserved